آخرین بروز رسانی سایت پنجشنبه 19 مهر 2017
 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

  

 

 

 

  

 
 
این روزهای امیرحسین، تفاوت بسیاری با 5 سال پیش دارد. برای امیرحسین، روزهای سال‌ 1391، همان سالی که با سرطان استخوان می‌جنگید، به خاطره‌ای تبدیل شده که یادآور روزهای قهرمانی‌اش است. 
امیرحسین، اهل کرمان است؛ کلاس هشتم و عاشق والیبال و شنا. دوست دارد در آینده دامپزشک شود؛ آرامش و سکوتی که دارد خیالش را راحت می‌کند که می‌تواند با حیوانات رابطه خوبی برقرار کند.
 
خودش کم حرف است و ترجیح می‌دهد مادرش به جای او صحبت کند. مادری که هنوز با یادآوری 9 سالگی امیرحسین اشک در چشمانش می‌نشیند و می‌گوید: «دوران سختی بود. من هم سر کار می‌رفتم و هم باید از برادر امیرحسین که آن زمان 3 سالش بود مراقبت می‌کردم. اصلا نمی‌دانم چطور آن دوران را گذراندم.»
 
امیرحسین 6 ماه با شیمی درمانی، درمان شد؛ در بیمارستان افضلی‌پور کرمان. از همان روزهای اول درمانش بود که با محک آشنا شد. مادرش می‌گوید: «محک یاور خیلی خوبی بود و هر زمان که من به کمک احتیاج داشتم می‌دانستم که سازمانی مثل محک در کنارم هست. به هر حال درمان سرطان بسیار پرهزینه بود و گذشتن این روزها بدون محک خیلی سخت‌تر می‌شد.»
 
امیرحسین درمان دارویی را ادامه داد اما پزشکان بهترین راه درمان را پیوند دانستند. پیوندی که در بیمارستان ایرانشهر تهران انجام شد. همان سال، خانواده 4 نفره امیرحسین، بهترین عیدی زندگی‌شان را گرفتند. مادرش می‌گوید: «عید بود که دوره درمانش تمام شد. وقتی خبر قطع درمانش را شنیدم انگار دنیا را به من داده بودند. هیچ خبری به اندازه شنیدن خبر قطع درمان امیرحسین برای من خوشایند نبوده است.»
 
دوره درمان امیرحسین یک سال به طول انجامید اما مادر او، امیدش را به خدا داد و فکر‌های منفی را از ذهنش دور کرد. او می‌دانست که امیرحسین یک روز خوب می‌شود و این روزها آرزو می‌کند تا همه خانواده‌ها یک روزی سلامتی فرزندنشان را ببینند.
 
امید داریم با همراهی نیکوکاران محک کودکان بیشتری را چون امیرحسین، تا رسیدن به روزهای شیرین سلامتی همراهی کند. 
 
ارسال این صفحه برای دوستان