آخرین بروز رسانی اخبار سایت شنبه 24 آذر 1397
 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

  

 

 

 

  

 
 

با مراجعه به این صفحه می‌توانید، در هر ماه با یکی از کودکان عزیز محک و داستان های زیبا و متفاوتشان آشنا شوید.

دیگه از اسم بیماری‌ام نمی‌ترسم و باهاش می‌جنگم

«از روی برگه آزمایش مغز استخوان اسم بیماری‌ام رو برداشتم و تو اینترنت جستجو کردم. تا اسم سرطان رو دیدم دنیا مقابل چشم‌هام تیره و تار شد. اولش ترسیده بودم و دوست نداشتم درمان رو شروع کنم اما وقتی به محک اومدم، زمان بهتر از اونی می‌گذشت که انتظارش رو داشتم. الان نزدیک یک ساله که در محک درمان می‌شم و این‌جا یاد گرفتم از اسم بیماریم نترسم، باهاش مباره کنم و شکستش بدم.»

ادامه مطلب...

...

با سرطان می‌جنگیدم اما همیشه شاگرد اول بودم

«شش ساله بودم که متوجه بیماری‌ام شدم. درمانم تقریبا با ورودم به مدرسه یکی شده بود. اما هیچ بیماری و سختی‌ای نمی‌توانست مانع درس خواندنم شود. من همه جا درس می‌خواندم. در خانه، بیمارستان، حتی وقت‌هایی که داروی شیمی درمانی می‌گرفتم. به‌خاطر همین همیشه درسم خوب بود. یادم می‌آید یک سال که بیمارستان بستری بودم و نتوانستم اول مهر در مدرسه باشم، با دیدن حال و هوای مدرسه‌ها از تلویزیون گریه‌ام گرفت. حتی یکی از امتحان‌های ششم ابتدایی را همین‌جا در محک دادم و باز هم شاگرد اول شدم. حالا که معدلم 19/84 شده و سال دیگر کنکور دارم، همه تلاشم را می‌کنم تا حقوق و وکالت بخوانم و انسان موفقی شوم».

 

وقتی راضیه از علاقه‌اش به درس خواندن حرف می‌زد چشم‌هایش می‌درخشید. زیر این سقف در هر شرایطی تلاش می‌کنیم تا کودکان مبتلا به سرطان محک به ‌خاطر بیماری‌ از درس و مدرسه دور نمانند. برای آینده قهرمان‌های کوچک‌مان آرزوهای زیادی داریم که تنها با همراهی و کمک شما به ثمر می‌رسد. 

...

صدای زیبای قهرمان محک

همه تو بخش دنبال صداش می‌گشتن که ببینن کیه اینقدر قشنگ می‌خونه و بهش می‌گفتن که بیشتر بخونه. خودش می‌گه می‌خواد در آینده، تو روزای زوج دکتر مریضی بچه‌ها باشه و تو روزای فرد به نویسندگیش برسه و آخر هفته‌ها بخونه.

ادامه مطلب...

...
...
...
ارسال این صفحه برای دوستان