آخرین بروز رسانی اخبار سایت دوشنبه 31 تیر 1398
 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

  

 

 

 

  

 
 

وقتی با شوق و عشق سفره یلدا رو می‌چیند

 با زحمت ظرف انار را تا سفره آورد. به همه گفته بود این شب یلدا میخواهد سفره یلدا رو خودش تزئین کند. خودش تنهایی، با همین دست‌های کوچکش. بابا دست‌هایش را گرفت و بوسید و گفت: نمی‌توانی این همه ظرف سنگین را تنهایی جابجا کنی عزیز دلم.

ولی وقتی با صدای بلند گفت: « می‌توانم! خودت گفتی من قوی هستم و دارم بیماری‌امرا شکست می‌دهم. الان هم می‌توانم برای شب یلدا سفره بچینم.» همه لبخندزنان سکوت کردند و اجازه دادند به کارش ادامه دهد. همین حضورش در خانه باعث شده بود آن شب تبدیل به بهترین شب یلدای تاریخ شود. امشب، خیلی از بچه‌ها سفره یلدای‌شان رو در تخت بیمارستان چیدند، امیدواریم که یلدای سال آینده تمام کودکان مبتلا به سرطان در کنار عزیزان‌شان باشند. با استمرار کمک‌های خود، محک را برای رسیدن به این آرزوی بزرگ همراهی کنید.

 

یلدا مبارک

ارسال این صفحه برای دوستان