آخرین بروز رسانی اخبار سایت دوشنبه 25 شهریور 1398
 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

  

 

 

 

  

 
 
«شاید بعضی‌ها فکر کنند همه بچه‌هایی که در محک درمان می‌شوند خیلی کوچک‌اند و متوجه بیماری سخت‌شان نیستند. اما برای من که در نوجوانی به سرطان مبتلا شدم همه چیز فرق می‌کند. 
در همین شب‌های عزاداری که در محک بستری هستم، می‌خواهم قصه خودم را برایتان تعریف کنم. سیزده ساله هستم و چند ماه است فهمیدم بیماری‌ای که ضعیفم کرده سرماخوردگی نیست و اسمش سرطان است. قبل از آن در رشته‌های رزمی از همه همسن‌هایم قوی‌تر بودم و مبارزه با من برای دوستانم کار ساده‌ای نبود، اما به‌خاطر بیماری‌ام مجبور شدم فعلا ورزش را کنار بگذارم. آنجا بود که احساس کردم رنگ امید از زندگیم پاک شد. اوایل که به محک می‌آمدم، به دارویی که قطره قطره به بدنم تزریق می‌شد نگاه می‌کردم و از آن می‌پرسیدم: هیچکس نتوانست در زمین مبارزه از من قوی‌تر باشد! چطور توانستی انقدر ضعیفم کنی؟
اما اینجا یاد گرفتم مبارزه فقط مربوط به ورزش‌های رزمی نیست. حالا مبارزه من از زمین ورزش به میدان نبرد با سرطان کشیده شده است و می‌خواهم با همه قدرتم با بیماری‌ام بجنگم.دعا کنین برنده شوم.»
سرنوشت بیش از 19هزار کودک در حال درمان محک به همین مبارزه سخت گره خورده است. نذر شما می‌تواند قدرت و امید این قهرمان‌ها را برای ادامه این نبرد سخت بیشتر کند. اینجا هم نذرتان قبول است! چون ثمره‌اش زندگی‌ست!
پی‌نوشت: از طاها خواستیم جلوی دوربین محک حالت مبارزه بگیرد. تا دستکش‌ها را دست کرد لبخند روی لبانش نشست. به امید روزی که طاها به آرزویش برسد و به میدان مسابقه برگردد.
ارسال این صفحه برای دوستان