آخرین بروز رسانی اخبار سایت شنبه 5 بهمن 1398
 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

  

 

 

 

  

 
 

یادداشت «علی بربری»، فرزند بهبودیافته محک:

سرطان پایان زندگی نیست

سال 76، سوم دبستان بودم و در حال گذراندن امتحانات خرداد ماه، كه واژه عجیبی به گوشم خورد؛ «سرطان ساركوم» نامی که تا آن روز نشنیده بودم! خانواده‌ام بلافاصله درمانم را شروع کردند. بی‌قراری در چهره تمام اعضای خانواده‌ام آشکار بود. مادرم نذر مي‌كرد. پدرم دعا مي‌خواند. خواهرها و برادرهايم نگران بودند. من هم بهانه مي‌گرفتم و دلتنگ مدرسه و دوستانم بودم. تا اينكه در دوره اول شيمي‌درماني‌ام، با «محك» آشنا شدم و با کمک مددکاران اجتماعی و روانشناسان توانستم روزهای سخت درمان سرطان را پشت سر بگذارم. با همین کمک‌ها بود که پدرم استواتر شد و مادرم آرام‌تر. من با اینکه پايم را در روزهای سخت ابتلا به این بیماری جا گذاشتم اما ناامید نشدم. امروز 14 سال از آن روزها می‌گذرد و من بهبوديافته‌ام. امروز می‌دانم اگر محک نبود در آن روزها تحصیلاتم را رها می‌کردم و نمی‌توانستم در جایگاه امروزم بایستم. من از محک یادگاری‌های زیادی دارم اما بزرگ‌ترین یادگاری من این جمله است: «سرطان پايان زندگي نيست».

 

به نقل از روزنامه تعادل

ارسال این صفحه برای دوستان