آخرین بروز رسانی اخبار سایت جمعه 24 آبان 1398
 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

  

 

 

 

  

 
 

مقاله ها

با مادرش آمده بودند عکس‌هایش را بگیرد. پسر آرامی بود اما کاملاً معلوم بود برای دیدن یک عکس خیلی ذوق دارد. چون کنار پرینتر منتظر بود تا عکسی که انتخاب کرده بیرون بیاید. برایمان جالب شده بود چه عکسی است که انقدر برایش مهم است. وقتی عکس چاپ شد، تصویر پسر کوچک‌تری را کنار خودش دیدیم که به دوربین لبخند می‌زد. مادرش وقتی صورت پر از سوال ما را دید گفت: «برادر کوچک‌ترش است. امروز با خودمان به محک نیاوردیمش. برای همین از صبح بهانه او را می‌گیرد و دلش تنگ شده. آوردمش عکس دونفره‌شان رو چاپ کنم تا کمتر بی‌قراری کند. نمی‌دانید چطور دلش ضعف می‌رود برای برادرش...»

 

عکس زیبایی بود و عماد بعد از گرفتنش با خوشحالی اتاق را ترک کرد. ما باور داریم که همین دلخوشی‌های کوچک می‌تواند در درمان فرزندان محک نقش داشته باشد و کمک کند به خوشی بزرگ‌تری به اسم سلامتی برسند. پس با تداوم همراهی‌تان محک را در تبدیل کردن دلخوشی‌های کوچک به آرزوی بزرگ سلامتی تنها نگذارید.