آخرین بروز رسانی سایت چهارشنبه 24 مرداد 1397
 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

  

 

 

 

  

 
 

مقاله ها

سمیرا، کودک بهبود یافته از سرطان محک، یکی از کودکانی است که از نخستین روزهای فعالیت بیمارستان فوق تخصصی محک یعنی از همان روزهایی که بیمارستان نوساز بود و به قول خود سمیرا دیوارهایش بوی گچ تازه می‌داد، در این محک بستری شد.
سمیرا می‌گوید بیماری برایش نقطه عطفی بوده تا زندگی‌اش تغییر کند. خودش سمیرای پیش از سرطان را دختری زود رنج می‌داند که دغدغه‌های کوچکی داشت و با بیماری بزرگ شد و به فکر تغییر افتاد. سمیرا می‌گوید: «در بیمارستان محک هم به لحاظ جسمی و هم روحی رشد کردم و همیشه باور داشتم که روزهای خوب در فردا منتظرم هستند.»

هنگامی‌که از پزشکش پروفسور پروانه وثوق می‌گوید، تلاش می‌کند تا نشانه‌های دلتنگی در چشم‌هایش حلقه نزند. سمیرا روزهایی را به خاطر می‌آورد که در بیمارستان بستری بود و پزشک مهربانش هر بار که از در وارد می‌شد، به شوخی به تخته می‌زد که مبادا زیبایی و سلامتی سمیرا چشم بخورد.

سمیرا امروز یک دانشجوی موفق معماری است. دوست دارد به عنوان داوطلب به محک بیاید و با تمام توانش به کودکان مبتلا به سرطان و خانواده‌هایشان بگوید که امروز آنها دیروز سمیرا است. دیروزی که با امید، شکیبایی، مقاومت و همراهی انسان‌هایی که کودکان محک را هرگز از یاد نمی‌برند، فرداهایی پر از سلامتی و موفقیت را به انتظار می‌نشیند. سمیرا می‌خواهد نوید روزهایِ خوبِ امید و بهبودی را بدهد.