آخرین بروز رسانی سایت یکشنبه 1 مهر 1397
 

 

کاش سال دیگر هیچ دانش‌آموزی درگیر سرطان نباشد

کاش سال دیگر هیچ دانش‌آموزی درگیر سرطان نباشد

اول مهر یه شروع دوباره برای همه دانش‌آموزهاست و خیلی از کودکان از ابتدای سال تحصیلی به خودشان...

برگزاری سمینار آموزشی هموویژلانس در محک با مشارکت سازمان انتقال خون

برگزاری سمینار آموزشی هموویژلانس در محک با مشارکت سازمان انتقال خون

سمینار آموزشی هموویژلانس با مشارکت سازمان انتقال خون ایران و با حضور پزشکان، پرستاران و...

در مهر دانش آموزان محک سهیم باشیم

در مهر دانش آموزان محک سهیم باشیم

با نزدیک شدن به ماه مهر، شهر پر از حال و هوای مدرسه می‌شه و همه برای خرید لوازم التحریر به...

فرزند ما بهبود یافته است، اما دیگر خانواده‌ها را فراموش نمی‌کنیم

فرزند ما بهبود یافته است، اما دیگر خانواده‌ها را فراموش نمی‌کنیم

«من هفته اي يک‌بار به محک مي‌آیم و برای بهتر شدن حال پدر و مادرهایی که فرزندشان اينجا بستري...

بیش از پنج هزار یورو، هزینه تهیه سلول‌های بنیادی از مراکز بین‌المللی

بیش از پنج هزار یورو، هزینه تهیه سلول‌های بنیادی از مراکز بین‌المللی

مرحله اول پروژه «مرکز پذیره‌نویسی سلول‌های بنیادی خون‌ساز محک» با ثبت پنج هزار نمونه HLA از...

سومین كنگره دوسالانه بين‌المللي آنكولوژي كودكان بزرگداشت پروفسور پروانه وثوق در محک برگزار شد

سومین كنگره دوسالانه بين‌المللي آنكولوژي كودكان بزرگداشت پروفسور پروانه وثوق در محک برگزار شد

ارتقای درمان سرطان کودکان مبتلا به سرطان از برنامه‌های محک است سومین كنگره بين‌المللي...

اعضای مرکز پذیره‌نویسی محک روزتان مبارک

اعضای مرکز پذیره‌نویسی محک روزتان مبارک

اگر بدن انسان را به خانه‌ای تشبیه کنیم، سلول‌های آن اتاقک‌هایی می‌شوند که حافظ زندگی و سلامتی...

  • کاش سال دیگر هیچ دانش‌آموزی درگیر سرطان نباشد

    کاش سال دیگر هیچ دانش‌آموزی درگیر سرطان نباشد

    اول مهر یه شروع دوباره برای همه دانش‌آموزهاست و خیلی از کودکان از ابتدای سال تحصیلی به خودشان...

    یکشنبه, 01 مهر 1397
  • برگزاری سمینار آموزشی هموویژلانس در محک با مشارکت سازمان انتقال خون

    برگزاری سمینار آموزشی هموویژلانس در محک با مشارکت سازمان انتقال خون

    سمینار آموزشی هموویژلانس با مشارکت سازمان انتقال خون ایران و با حضور پزشکان، پرستاران و...

    دوشنبه, 26 شهریور 1397
  • در مهر دانش آموزان محک سهیم باشیم

    در مهر دانش آموزان محک سهیم باشیم

    با نزدیک شدن به ماه مهر، شهر پر از حال و هوای مدرسه می‌شه و همه برای خرید لوازم التحریر به...

    دوشنبه, 26 شهریور 1397
  • فرزند ما بهبود یافته است، اما دیگر خانواده‌ها را فراموش نمی‌کنیم

    فرزند ما بهبود یافته است، اما دیگر خانواده‌ها را فراموش نمی‌کنیم

    «من هفته اي يک‌بار به محک مي‌آیم و برای بهتر شدن حال پدر و مادرهایی که فرزندشان اينجا بستري...

    یکشنبه, 25 شهریور 1397
  • بیش از پنج هزار یورو، هزینه تهیه سلول‌های بنیادی از مراکز بین‌المللی

    بیش از پنج هزار یورو، هزینه تهیه سلول‌های بنیادی از مراکز بین‌المللی

    مرحله اول پروژه «مرکز پذیره‌نویسی سلول‌های بنیادی خون‌ساز محک» با ثبت پنج هزار نمونه HLA از...

    یکشنبه, 25 شهریور 1397
  • سومین كنگره دوسالانه بين‌المللي آنكولوژي كودكان بزرگداشت پروفسور پروانه وثوق در محک برگزار شد

    سومین كنگره دوسالانه بين‌المللي آنكولوژي كودكان بزرگداشت پروفسور پروانه وثوق در محک برگزار شد

    ارتقای درمان سرطان کودکان مبتلا به سرطان از برنامه‌های محک است سومین كنگره بين‌المللي...

    شنبه, 24 شهریور 1397
  • اعضای مرکز پذیره‌نویسی محک روزتان مبارک

    اعضای مرکز پذیره‌نویسی محک روزتان مبارک

    اگر بدن انسان را به خانه‌ای تشبیه کنیم، سلول‌های آن اتاقک‌هایی می‌شوند که حافظ زندگی و سلامتی...

    شنبه, 24 شهریور 1397

 

بیانیه ماموریت محک

محک سازماني است که از انگيزه والاي خدمت به همنوع سرچشمه گرفته و توجه خود را معطوف به بيماري سرطان کودکان در سطح ملي و بين‌المللي در حوزه‌های امور حمايتی، تشخيص و درمان، آموزش و اطلاع‌رسانی و تحقيقات نموده است. اين سازمان؛ خيريه، مردم‌نهاد، غيرانتفاعی، غيرسياسی و غيردولتی است و با تکيه بر جلب مشارکت‌هاي اشخاص حقيقی و حقوقی و انواع کمک‌های بشردوستانه ملي و بين‌المللي اعم از نقدی، کالا، خدمات و دانش فنی اداره می‌شود.ادامه مطلب...

 

اولین باری که شیمی درمانی شدم، حالم خیلی بد شد وقتی هم به خانه اومدم شب با حال بد خوابیدم ولی صبح که بیدار شدم انگار که تازه متولد شده بودم و تازه زندگی برایم معنا پیدا کرده و همه چیز رنگ دیگری داشت.
آفتابی که از پشت پرده تور پنجره به داخل اتاق سرک کشیده بود مثل همیشه نبود یعنی انگار من هیچ روزی اونو نمی‌دیدم، رنگش ، رنگ امید و زندگی بود و گرمایش چقدر مطبوع ...

کنار پنجره به بیرون نگاه می‌کردم، درختان پاییزی با برگ‌های رنگارنگشون برام دست تکون می‌دادند، باغچه با برگ‌های رنگین فرش شده بود و جلوه تازه‌ای پیدا کرده بود و مرا به حیاط دعوت می‌کرد.

بچه‌ها با کوله پشتی‌های رنگی با عجله به مدرسه می‌رفتند. کارگران توی ساختمون نیمه ساز روبرو مشغول کار بودند و زندگی جریان داشت و من هم در این جریانات سهمی داشتم و شریک بودم و نفس می‌کشیدم. چشمامو بستم و از زندگی و زنده بودن سر مست شدم. رفتم تا به گلدون‌های توی بالکن آب بدم که از دیدن گنجشکی که اومده بود و توی خاک گلدون دونه می‌خورد سر جام میخکوب شدم تا مبادا از حرکت من بترسه و بره بعد چشمم به یاکریمی افتاد که روی بند رخت نشسته بود. چه منظره جالبی، گل‌های ناز و شمعدانی، گنجشک و یاکریم که همشون به من مژده زندگی و نشاط می‌دادند و می‌گفتند زندگی چقدر زیباست و آنکه جان داده، زندگی هم می‌دهد و من دلم پر از امید شد و از اون به بعد به شیمی درمانی به چشم نوشدارو و نوشیدنی زندگی نگاه می‌کردم و با جون و دل می‌‌فتم تا مراحل بعدی درمان رو بگذرونم.