آخرین بروز رسانی اخبار سایت سه شنبه 30 بهمن 1397
 

 

آرزوهایت را در سررسید و تقویم 98 محک ثبت کن

آرزوهایت را در سررسید و تقویم 98 محک ثبت کن

سال دیگر قرار است چه اتفاق‌های خوبی برای خودت رقم بزنی؟ حالا که سال دارد دوباره نو می‌شود،...

امسال همه چیز فرق داشت، اما یه چیز نباید فرق کنه

امسال همه چیز فرق داشت، اما یه چیز نباید فرق کنه

گاهی به دلیل شرایط سخت اقتصادی مجبوریم در زندگی قناعت کنیم، اما از هرچی بشه صرف‌نظر کرد...

درخواست محک از خیریه‌های همکار

درخواست محک از خیریه‌های همکار

مؤسسه خیریه محک در نظر دارد در حاشیه پنجمین «همایش بین‌المللی مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها» که 6...

آرزوی خانواده بزرگ محک در روز جهانی سرطان کودک

آرزوی خانواده بزرگ محک در روز جهانی سرطان کودک

دوران کودکی می‌تواند بی‌دغدغه‌ترین دوران زندگی هر انسانی باشد. اما وقتی بیماری سختی مثل سرطان...

نهادینه کردن مسئولیت‌پذیری اجتماعی نیازمند تحول در کلیه سطوح سازمانی است

نهادینه کردن مسئولیت‌پذیری اجتماعی نیازمند تحول در کلیه سطوح سازمانی است

آراسب احمدیان مدیرعامل محک در چهاردهمین کنفرانس توسعه منابع انسانی گفت: نهادینه کردن...

تسلیت محک‌ در پی درگذشت دکتر منوچهر امیرفیض

تسلیت محک‌ در پی درگذشت دکتر منوچهر امیرفیض

خانواده بزرگ محک درگذشت زنده‌یاد دکتر منوچهر امیرفیض، عضو فقید هیأت امنا و شورای پزشکی این...

طیبه از امیدش در روزهای درمان با فرزندان محک حرف می‌زند

طیبه از امیدش در روزهای درمان با فرزندان محک حرف می‌زند

در راهرو ایستاده بود و پوشه‌ای پر از نقاشی و طراحی رو در آغوشش نگه داشته بود. به داخل اتاق...

  • آرزوهایت را در سررسید و تقویم 98 محک ثبت کن

    آرزوهایت را در سررسید و تقویم 98 محک ثبت کن

    سال دیگر قرار است چه اتفاق‌های خوبی برای خودت رقم بزنی؟ حالا که سال دارد دوباره نو می‌شود،...

    سه شنبه, 30 بهمن 1397
  • امسال همه چیز فرق داشت، اما یه چیز نباید فرق کنه

    امسال همه چیز فرق داشت، اما یه چیز نباید فرق کنه

    گاهی به دلیل شرایط سخت اقتصادی مجبوریم در زندگی قناعت کنیم، اما از هرچی بشه صرف‌نظر کرد...

    دوشنبه, 29 بهمن 1397
  • درخواست محک از خیریه‌های همکار

    درخواست محک از خیریه‌های همکار

    مؤسسه خیریه محک در نظر دارد در حاشیه پنجمین «همایش بین‌المللی مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها» که 6...

    دوشنبه, 29 بهمن 1397
  • آرزوی خانواده بزرگ محک در روز جهانی سرطان کودک

    آرزوی خانواده بزرگ محک در روز جهانی سرطان کودک

    دوران کودکی می‌تواند بی‌دغدغه‌ترین دوران زندگی هر انسانی باشد. اما وقتی بیماری سختی مثل سرطان...

    جمعه, 26 بهمن 1397
  • نهادینه کردن مسئولیت‌پذیری اجتماعی نیازمند تحول در کلیه سطوح سازمانی است

    نهادینه کردن مسئولیت‌پذیری اجتماعی نیازمند تحول در کلیه سطوح سازمانی است

    آراسب احمدیان مدیرعامل محک در چهاردهمین کنفرانس توسعه منابع انسانی گفت: نهادینه کردن...

    پنج شنبه, 25 بهمن 1397
  • تسلیت محک‌ در پی درگذشت دکتر منوچهر امیرفیض

    تسلیت محک‌ در پی درگذشت دکتر منوچهر امیرفیض

    خانواده بزرگ محک درگذشت زنده‌یاد دکتر منوچهر امیرفیض، عضو فقید هیأت امنا و شورای پزشکی این...

    سه شنبه, 23 بهمن 1397
  • طیبه از امیدش در روزهای درمان با فرزندان محک حرف می‌زند

    طیبه از امیدش در روزهای درمان با فرزندان محک حرف می‌زند

    در راهرو ایستاده بود و پوشه‌ای پر از نقاشی و طراحی رو در آغوشش نگه داشته بود. به داخل اتاق...

    جمعه, 19 بهمن 1397

 

 
 
 
 
 
 

بیانیه ماموریت محک

محک سازماني است که از انگيزه والاي خدمت به همنوع سرچشمه گرفته و توجه خود را معطوف به بيماري سرطان کودکان در سطح ملي و بين‌المللي در حوزه‌های امور حمايتی، تشخيص و درمان، آموزش و اطلاع‌رسانی و تحقيقات نموده است. اين سازمان؛ خيريه، مردم‌نهاد، غيرانتفاعی، غيرسياسی و غيردولتی است و با تکيه بر جلب مشارکت‌هاي اشخاص حقيقی و حقوقی و انواع کمک‌های بشردوستانه ملي و بين‌المللي اعم از نقدی، کالا، خدمات و دانش فنی اداره می‌شود.ادامه مطلب...

 

شرح حادثه از زبان کیف - من یک کیف چرمی قهوه ای هستم. به گمانم یکی از روزهای بهار بود. من و صاحبم از حاشیه خیابان می گذشتیم. شکمم از پرونده های مددکاری بچه های محک و پولی که نیکوکاران آن را برای درمان بچه ها داده بودند، برآمده شده بود، شاید به همین خاطر زیادی به چشم دزدها آمدم و در ثانیه ای از دست صاحبم قاپیده شدم. صاحبم فریاد کشید، سرتاسر خیابان را دنبال موتور دوید و بعد ناامیدانه ایستاد و کوچک و کوچک تر شد.او یکی از نیکوکاران محک است که حتی من هم اسمش را به ندرت از زبانش شنیده ام چون همیشه دلش خواسته گمنام باشد و من هم جزئی از هویت مختصر و مفیدش شده ام. جزئی از هویت مردی آرام و میانسال با کیفی قهوه ای و 4کهنه که همیشه انباشته از پرونده های بچه های بی مو و لاغر و خنده روی محک بوده است . من و او سال ها پیگیر کارهای درمانی بچه ها شده بودیم و کمک های نقدی را از مکانی به مکان دیگر حمل کرده بودیم بی آن که حتی در تلخ ترین کابوس مان هم ببینیم از هم این گونه جدا خواهیم شد، اما سرنوشت من دزدیده شدن نبود چون باردار عاشقانه ترین امانت های عالم بودم!

شرح حادثه از زبان اشک - من اشکم، مونس درد یا نشانه ای برای پشیمانی یا اندوه یا حسرت یا پریشانی یاشوق. هیچ چشمی در این دنیا وجود ندارد که صاحبش ادعا کند هرگز اشکی نریخته است. اشک ها معمولا وقتی از چشم ها باریدن می گیرند که دردی دلی را چنگ انداخته باشد. نمی توانم منکر این قضیه شوم که آن دو نفر، همان دوتا که کیف چرمی قهوه ای را آن روز از دست آن مرد گوشه خیابان قاپیدند، پیش تر به ندرت مرا مهمان گونه های شان کرده بودند. آن ها دزد بودند و دزد دل رحم کمتر وجود دارد و اگر دلی به رحم نیاید اشکی هم از آن نمی بارد و به همین دلیل دنیای چشم های تیز بین آن دو دزد برایم غریبه بود اما آن روز ، وقتی آن ها کیف مرد را سر فرصت بازکردند، وقتی چشم های شان روی صفحه های پرونده های پزشکی چند تا از بچه های محک دوید، وقتی آهسته معنی واژه محک را زمزمه کردند « موسسه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان» ، وقتی فهمیدند کسی که کیفش را از دستش قاپیده اند یکی از نیکوکاران محک بوده است، من بی امان و تند ، مثل یکی از رگبارهای فروردین، از چشم های شان ، باریدن گرفتم و فهمیدم دل های آن ها، دیگر به دل سیاه دزدها شباهتی ندارد.

شرح حادثه از زبان نامه - نوشته شدم تا به دست مرد نیکوکار بی نام و نشان برسم، دزدها مرا نوشتند ، بارها و بارها، روی کاغذهای مختلف، اما هربار دستشان لرزید و کلمه کم آوردند تا بالاخره روی یکی از کاغذها متولد شدم:
"من نامه ای هستم که همراه با کیف قهوه ای دزدیده شده یکی از نیکوکارهای محک به نشانی محک بازگردانده شدم تا به صاحب کیف تحویل داده شوم. وقتی ما رسیدیم، مرد میانسال و آرام، از دیدن کیف قهوه ایش جا خورد! باور نمی کرد دزدها آن را بی کم و کاست پس فرستاده اند اما وقتی مرا خواند قانع شد. من در لب های او زمزمه خوشایندی شدم که تکرار می کرد « آقای نیکوکار عزیز، از این که سهم بچه های محک را دزدیدیم متاسفیم، ما کیفتان را دست نخورده به نشانی محک می فرستیم و امیدواریم عذرخواهی مان را بپذیرید. سلام ما را به بچه های نازنین محک برسانید، با آرزوی سلامتی همه کودکان مبتلا به سرطان. »

شرح حادثه از زبان راوی- شما این حکایت را باور نمی کنید؟ من هم باور نمی کردم اما این داستان حقیقت دارد، در محک عشقی عمیق نهفته است که سخت‌ترین دل‌ها را هم، شیشه‌ای و شفاف می‌کند، حتی اگر متعلق به کیف قاپ‌ها باشند."